قهرمان ميرزا عين السلطنه
917
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كند خوب آدمى بود . ركن الدوله حكومت و گمرك بنادر فارس را هم به حسام السلطنه دادند ، خلعت هم پوشيد . ركن الدوله عين الملك را عزل كرد و تمام كارهاى او را در عوض حكومت بنادر به قوام الملك داد . ميان پسر و پدر شكرآبى است . عين الملك در اين دو سال مداخل بسيار كرده مىگويند از ركن الدوله خيلى زيادتر منافع برده است . نصر الله ميرزا پسر دوم ركن الدوله هم لقب رفعت الدوله گرفت . اين لقب و ماده را هم او پيدا كرد . قرض براى سفر جاجرود براى سفر جاجرود و مواجب بعضيها خواستند سى هزار تومان از بانك شاهنشاهى استقراض كنند معز الملك را خواستند ضامن بدهند . معز الملك با كمال جلادت قبول نكرد و ضامن نشد . كار ايران به اينجا رسيده . خداوند از آينده محافظت كند . روزبروز بدتر است . كنيزى كه سال گذشته گلين خانم خريده بود از پنجم رمضان فرار كرده . بعد از چند روز تفحص معلوم شد خانهء آقا سيد عبد الله مجتهد رفته . هرچه به آقا نوشتيم روانه نكرد . تا پريروز كاغذ سختى به معتضد السلطنه نوشتم كه به شاه عرض خواهم كرد . او كاغذ را جوف پاكت گذاشته خدمت آقا فرستاد . لله الحمد مؤثر واقع شد . آقا كنيز را مرخص فرمودند . تشريف آورد يك پسر هم دارد . پسرش را روز دوم كه فهميديم كجا رفته فرستاديم آوردند . پسرش چهار ساله اسمش بشير است . بر پدر هرچه سياه است لعنت . محال است نگريزند . براى آنها عيب و عار نيست . سيزدهبدر چهارشنبه 17 شوال - سيزده عيد بود . ديشب را خانهء حضرت و الا بودم . خيلى خوش گذشت . الحمد لله امروز هوا صاف و آفتاب است . به مردم خوش گذشت . محمد حسن ميرزا هم آمد . ناهار را زودتر خورده در ركاب حضرت و الا سوار شديم . از دروازهء دولاب بيرون رفتيم . در سبزىكاريهاى شهر جمعيت زن و مرد بىاندازه بود . جوقه جوقه زنها نشسته كاهو مىخوردند . چاى درست كرده بودند . در حقيقت روز عيش عمومى ايران است . يك نفر بچه و پير در خانه نمىماند . مردها مشغول بازى كردن بودند . رفتيم دولاب آنجا هم بىاندازه جمعيت بود . دوشانتپه و سليمانيه زياد مىرفتند . باغات اطراف شهر و داخل شهر مملو از زن و مرد است . چاى و عصرانه خورديم . به حكم حضرت و الا محمد حسن ميرزا خواهى نخواهى يك فنجان چاى خورد . از بس خنده كرديم حالت گريه دست داده بود . مثل اين است كه يك كاسه فلوس بخورد . نعوذ بالله از آن وقت كه يك سيگار هم بعد از چاى بكشد . تماشاكنان مراجعت كرديم . زنها امروز با زينت زياد و بزكهاى فراوان جلوهگر بودند . جمعيت زن دوبرابر مرد بود .